محمدرضا كه روح بلندش پايبند تعلقات دنيوي نبود، مردانه قبضهي آرپيجي را برداشت و به سمت تانكها رفت.
با تير اول تانكي را مورد هدف قرار داد و به آتش كشيد؛ بيتوجه به اينكه ديگر تيري در دست ندارد مزدوران بعثي با تانك او را محاصره كردند و او با دستي خالي اسير شد.
در همان گود كوچكي كه با تانكها به وجود آمده بود، آنقدر سيد را زدند تا روي زمين افتاد و بعد بر اثر اصابت گلوله شهيد شد.