دکتر صفوی با سابقه 17سال تدریس در دانشگاههای امام حسین (ع)، شهید بهشتی، علامه طباطبائی و امام صادق (ع)، تاکنون 11 کتاب در زمینههای جغرافیای نظامی و سیاسی به رشته تحریر درآورده است که از جمله آنها در سال گذشته کتاب "وحدت جهان اسلام چشم انداز آینده" عنوان نخست کتاب سال تقریب را به خود اختصاص داده بود. وی هم اکنون در حال نگارش کتابی تحت عنوان"جغرافیای جهان اسلام"می باشد، این کتاب تک جلدی بوده و به مسائل جغرافیای سیاسی و فرهنگی و حتی وضعیت نیروهای مسلح 57 کشور عضو سازمان کنفرانس اسلامی می پردازد. البته آمارهای موجود در این کتاب مربوط به سال 2009 میلادی است.
درمصاحبه با سردار صفوی دونکته خیلی جالب بود یکی اینکه ایشان هنگام مصاحبه و درپاسخ به برخی از سئوالات چشم های خود را می بست و دیگر اینکه هر جایی که صحبت از امام خمینی(رض) می شد فرمانده سابق سپاه به شدت منقلب می شد و بغض می کرد. بطوریکه یکی دو دفعه گفت ریه های من شیمیایی شده دعا کنید که انشاء الله تا آخر امسال شهید شوم تا هرچه زودتر به خیل شهداء وامام شهداء بپیوندم.
در بخشی از مصاحبه هم آقا رحیم از ما پرسید می دانید که یک من چقدر می شود که ما گفتیم در حدود 3 کیلو اما ایشان با خنده به ما گفت: "نه آقا، هر یک من در اصفهان ما برابر با 6 کیلوست"! در قسمت دیگری از مصاحبه نیز گفت: "مردم از اینکه سیاستمداران با هم می نشینند و به قول ما اصفهانی ها به هم اره می دهند و تیشه می گیرند خسته شده اند".
در اثنای مصاحبه چندین بار سردار به پای نقشه جغرافیایی ایران وهمسایه هایش که بر روی دیوار دفترش نصب شده بود آمد و برخی مسائل را از روی نقشه برایمان توضیح داد.همچنین در پایان مصاحبه سردار برخی از عکسهای کتاب "از جنوب لبنان تا جنوب ایران" را با ما مرور کرد وخاطراتی از آنها گفت اما وقتی به عکس یکی از سرداران سپاه که هم اکنون یکی از دولتمردان به شمار می آید رسید از سردار خواستیم که در مورد ایشان صحبت نماید که وی به شدت پرهیز کرد.
سردار به عنوان نخستین سئوال توضیحاتی را در مورد ضرورت و فلسفه تشکیل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ارائه دهید.
- ازهمان اوایل پیروزی انقلاب اسلامی امام بزرگوار که یک رهبر الهی و سیاسی و بنیانگذار انقلاب اسلامی بودند با توجه به شناخت عمیقی که از تاریخ صدر اسلام و انحرافی که پس از رحلت پیامبر بزرگوار در بحث حکومت اسلامی در آن زمان به وجود آمده بود و همچنین با توجه به شناخت عمیقی که نسبت به انقلابهایی که در ایران رخ داده بود وعلل شکست آنها از جمله "نهضت تنباکو، انقلاب مشروطه، ملی شدن صنعت نفت، کودتای 28 مرداد" داشتند، لذا حضرت امام برای تضمین بقا و دوام انقلاب و جمهوری اسلامی ایران و نظام سیاسی تازه تاسیس شده ، ضرورت تاسیس یک بازوی مسلح و قدرت دفاعی را که هم از جنس مردم باشد و هم از نظر عقیدتی و سیاسی اندیشه و تفکر اسلامی و انقلابی خط امام داشته باشد را تشخیص دادند . تا این نیروی قدرتمند اسلامی بتواند ازاساس انقلاب اسلامی و نظام سیاسی دفاع کند . بنابراین حضرت امام فرمان تشکیل کمیتهها و بعدها سپاه پاسداران انقلاب اسلامی راصادر کردند.
* آیاهدف امام راحل از تشکیل سپاه تنها پاسداری از انقلاب بود؟
- ما دقیق نمیدانیم که در ذهن مبارک امام در آن مقطع چه میگذشت. فقط میتوانیم تحلیل کنیم و نظر خودمان را بگوییم. انقلاب اسلامی به رهبری حضرت امام (ره) ، بزرگترین انقلابی است که در اواخر قرن بیستم رخ داده بود و هیچکدام از انقلابهای دنیا مانند انقلاب فرانسه، اکتبر روسیه، چین، و حتی انقلاب کوبا اصلاً قابل مقایسه با انقلاب اسلامی نیستند.
امام (ره) از یک تفکر جهان شمول برخوردار بودند و به کل جهان و نجات بشریت و مسلمانان جهان میاندیشیدند. امام تنها رهبر ایران نبودند بلکه رهبر همه مسلمانهای جهان بودند وبه اعتقاد ما شیعیان،ایشان جانشین امام زمان و نجات بخش همه بشریت بودند.
* منظورتان این است که حتی یکی از اهداف اولیه و اصلی تشکیل سپاه دفاع از تمامیت ارضی کشور هم در آن زمان نبوده است؟
- بله، چون اتفاقاً چیزی که در آن زمان اصلاً مطرح نبود دفاع از تمامیت ارضی کشور بود. زیرا در آن زمان اصلا کسی فکر نمیکرد که جنگی رخ دهد حتی سال 59 هم همینطور بود.
بنابراین از نظر من امام برای حفظ بقا و تضمین تداوم انقلاب اسلامی تا ظهور حضرت مهدی (عج) یک نهاد قدرتمندی که سنخیت با اساس فلسفه سیاسی حکومت جمهوری اسلامی و همینطور با مردم داشته باشد را برپا کردند و به بیانی دیگر ایشان برای حفظ نظام سیاسی جدید جمهوری اسلامی ایران دستور تشکیل سپاه پاسداران را صادر کردند. * شرح وظایف سپاه در چه سالی ابلاغ شد؟
- البته در اصل 150 و 151 قانون اساسی تشکیل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و ضرورت آموزش نظامی همگانی ، تصریح شده است. سه نیروی زمینی، دریایی و هوایی سپاه ، در 26 شهریور سال 1364 به فرمان حضرت امام تشکیل شد و در سال 1369 ودرزمان زعامت مقام معظم رهبری، حضرت آیت ا...العظمی خامنه ای نیروی مقاومت بسیج ونیروی قدس سپاه نیز تشکیل شد و تفکیک وظایف نیروهای سه گانه سپاه و ارتش صورت گرفت و ابلاغ شد.
درحقیقت امام راحل که با نگاه الهی آینده را میدید یعنی دوراندیشی نسبت به آینده انقلاب اسلامی داشت ومی خواست این انقلاب در مقابل هر خطر و تهدیدی چه از داخل و چه از خارج کشور، بیمه شود ، دستور تشکیل نهادی از عناصر شاخص انقلابی که اکثرا سابقه مبارزاتی داشتند داد بطوریکه یک دست این نهاد انقلابی و پاسداران در دامن اسلام و قرآن ومرجعیت روحانیت و یک دستش در دامن مردم باشد، یعنی متصل به بسیج مردمی باشد. * سردار! نام چند تن از این افراد را ذکر می کنید؟
- ابتدا باید بگویم که در آن زمان پاسدارها از همه اقشار جامعه از جمله معلم، دانشجو، کارگر و روحانی بودند. مثلاً فرمانده ما در استان اصفهان حجتالاسلام والمسلمین شیخ احمد سالک بود.
مسئول آموزش سپاه ، شهید مهندس حبیبالله خلیفه سلطانی بود. ایشان در زندان مدتی با آقای طالقانی بود. آقای بهشتی شخصاً ایشان را میشناختند. مسئول واحد تبلیغات ما آقای حسین رضایی بود که مدت زیادی رئیس سازمان حج و زیارت بودند، و در کارشان هم موفق بودند.
*پس چرا برخی از افرادی که در آغاز جزو عناصر فعال در ساختار سپاه بودند، از خط اصلی انقلاب منحرف شدند؟
- بالاخره به مرور زمان در هر دستگاهی ممکن است عناصری پیدا شوند که مقداری با اصل تفکر و رسالت آن دستگاه زاویه داشته باشند. آن زمان هم یک نفردر سپاه اصفهان بود که این زاویه را نسبت به اهداف والای سپاه پیدا کرد که به مرور زمان آن زاویه کشف شد و از سپاه کنار گذاشته شد. طبیعتاً هرچه از انقلاب اسلامی میگذرد این ناخالصیها و ناصافیها و یا انحرافات کشف و پالایش میشود.
* آیا هم اکنون این گونه افراد در بدنه سپاه وجود دارند؟
- نمی توانم الان بگویم که وجود دارند یا خیر. ولی می توانم بگویم سپاه متشکل از سالمترین و مستحکم ترین افراد و سازمان موجود کشور است و قویترین نیروی نظامی منطقه خاورمیانه می باشد.
*آقای دکتر! یک سوال متفاوت هم داریم. چرا نام سپاه پاسداران انقلاب اسلامی پسوند نام کشورمان "ایران" را ندارد؟
- در حقیقت این نهاد انقلاب اسلامی که بدون پسوند نام ایران تشکیل شد ، وظیفه پاسداری از انقلاب اسلامی که متعلق به جهان اسلام است را دارد و نیروهای نظامی و انتظامی که پسوند ایران را دارند ، ماموریتشان حفاظت از تمامیت ارضی کشور و استقلال کشور و دفاع ازمرزهای زمینی و هوائی و دریائی است. * آیا از همان ابتدا لباس سبز لباس سازمانی سپاه بود؟
- بله، پاسدارها از همان ابتدا لباس سبز میپوشیدند.در واقع از سال 58 پوشیدن لباس سبز برای پاسدارها مصوب شد. البته به همه پاسدارها لباس دوخته شده می دادیم که این موضوع در آن زمان مشکلاتی را هم برای ما بوجود آورد. چون سایزها به هم نمیخورد!
*از چگونگی تشکیل هسته اولیه سپاه در استان خودتان ، اصفهان بگوئید.
- بهمن 57 ابتدا کمیتهای را در اصفهان به نام "کمیته دفاع شهری" تاسیس کردیم که خودمان برایش هم کارت چاپ نمودیم و هم مهر درست کردیم که آن کمیته درسال58 تبدیل به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در استان اصفهان شد و احکام مسئولین آن از تهران صادرگردید و بودجه سالانه می گرفت.
*سردار به بودجه اشاره کردید. شما در آن زمان چطور به پاسدارها حقوق می دادید؟
- بعد از پیروزی انقلاب یعنی اوایل سال 58 استاد علی اکبر پرورش که یکی از موسسین کمیته و سپاه در استان اصفهان بودند به من 50 هزار تومان داد و گفت که این مبلغ را به پاسداران بدهید چون بالاخره آنها هم خرج دارند اما وقتی نفری هزار تومان میخواستم به آنها بدهم پاسداران ناراحت شدند و میگفتند ما برای پول نیامده ایم بلکه برای پاسداری از انقلاب و دینمان و برای دستگیری افرادی که مردم را شهید کردند به سپاه آمده ایم. البته در آن موقع از زمان وظیفه اصلی ما دستگیری ساواکیها و کسانی بود که در حکومت نظامی دست داشتند. به هرحال من آن 50 هزار تومان را در صندوقی حلبی که روبروی اسلحهخانه قرار داشت گذاشتم جالب است که بدانید مسئول آن اسلحهخانه شهید حسین خرازی بود که بعدها فرمانده لشکر امام حسین(ع) را بر عهده گرفت.
بعد از آن اعلام کردیم که هر پاسداری که به پول احتیاج دارد بیاید و از این صندوق پول برداشت کند. باور کنید این 50 هزار تومان حدود سه ماه طول کشید تا تمام شود. حتی در یک زمانی خودم دیدم که یک پاسداری آمد هزار تومان برداشت و هفته بعد 200 تومان آن را برگرداند که وقتی من دلیل این کار را از او پرسیدم به من گفت که نیاز من فقط 800 تومان بود.
از ابتدا که کمیتهها و بعد سپاه پاسداران تشکیل شد افراد با خلوص، انگیزه وجوشش بسیار بالا می آمدند و اصلاً به دنبال شغل حقوق ، ماشین و درجه نبودند. شاید هم بدشان میآمد. خدا می داند اینهایی که من برای شما میگویم داستان نیست بلکه حقیقت است.
* خود شما چه زمانی حقوق گرفتید و در صورت امکان مبلغی که به عنوان حقوق دریافت می کردید را بگوئید.
- من از اواسط سال 58 حقوق گرفتم.فکر میکنید من چقدر حقوق می گرفتم؟ من آن زمان ماهانه دوهزار تومان حقوق میگرفتم. البته به صورت دستی چون در آن زمان هنوز فیش صادر نمیشد من هم نمیرفتم بگیرم. البته در آن زمان من هم تحصیلات دانشگاهی داشتم یعنی فارغالتحصیل رشته زمین شناسی سال 54 از دانشگاه تبریزبودم و هم خدمت وظیفه خود را از سال 54 تا 56 در تیپ 55 هوابرد شیراز انجام داده بودم که در مدت دو سال خدمت وظیفه ماهیانه 3 هزار تومان حقوق میگرفتم. چون یگان چترباز در آن زمان حقوقشان زیاد بود. اما وقتی وارد سپاه شدم حقوقم فقط 2 هزار تومان بود. بعد از اینکه درسال 59 ازدواج کرم به خاطر ازدواجم 500 تومان به حقوقمان اضافه کردند.حقیقتاً با 2500 من و خانمم زندگیمان را می گذراندیم البته اجاره خانه نمی دادیم چون خانه پدری بودیم. درمجموع باید بگویم که سپاه سال 58 با سپاه سال 89 خیلی با هم فرق دارد، البته همسرم هم شاغل در سپاه بود و لیکن حقوق نمی گرفت و می گفت حقوق شما برای زندگیمان کافی است.
* ویژگی های برجسته پاسدارانی که در آن زمان به سپاه می آمدند را ذکر می کنید؟
- یکی از خصوصیات پاسداران ما این بود که مسلمان حقیقی و با معرفت به احکام اسلام و قرآن باشند، به طوری که اسلام را بشناسند و به دستورات آن نیزعمل کنند. مثلا شما در8 سال جنگ تحمیلی میبینید که افراد چطور اسلام را در عمل قبول داشتند و با شجاعت به استقبال جهاد درراه خدا می رفتند.
ببینید! دین ما اسلام است آن هم اسلام فقاهتی که مکتبی نورانی بنام مکتب تشیع دارد و اعتقادمان هم این است که مکتب تشیع اسلام ناب محمدی است. این اسلام خیلی ظرافت و پیچیدگی های کارساز دارد مثلا در این اسلام فقاهتی ، ولی فقیه حاکم و در راس حکومت اسلامی است.
*مسئولانی که اوایل انقلاب در برخی منصب ها بودند چرا در آن زمان با امام (ره) اختلاف سلیقه پیدا کردند؟
- این اختلاف سلیقه نیست بلکه اختلاف در فکر و اندیشه سیاسی است، مثلاً نهضت آزادیها هم میگفتند ما مسلمان هستیم. مرحوم مهندس بازرگان که چند ماهی نخست وزیر موقت ایران بود ، این جمله را می گفت که فرق ما با آقای خمینی(ره) این است که آقای خمینی(ره) ایران را برای اسلام میخواهد در حالی که ما اسلام را برای ایران میخواهیم . این حرف ایشان یعنی اینکه جمهوری اسلامی را فقط در چارچوب مرزهای ایران می خواهیم و کاری نداریم که چه بلایی سر مردم فلسطین، افغانستان وعراق و جاهای دیگرمی آید. چارچوب جغرافیایی ایران فقط به ما مربوط می شود و خارج از آن به ما مربوط نیست، این همان تفکر ملیگرایی است. ولی امام ایران را برای اسلام میخواست یعنی نجات مسلمین همه کشورهای ازدست ظالمان جهانی، رسالت الهی برای ولی فقیه و برای انقلاب اسلامی می باشد و بعنوان هدف نهائی انقلاب اسلامی است .
*یعنی هدف امام (ره) صدور انقلاب بود.
- بله، اما منظور ایشان صدور تفکر اسلام انقلابی بود نه صدور نظامی انقلاب. یعنی جمهوری اسلامی، کانون و الگویی برای همه ملت هایی که می خواهند بر اساس قرآن و سنت حضرت رسول (ص) ، به آزادی و استقلال و یک حکومت مردم سالار دینی یعنی جمهوری اسلامی دسترسی پیدا کنند، می باشد که البته به خواست خدا این امردرآینده ای نه چندان دور، محقق خواهد شد.
*سردار! با توجه به اینکه به امام راحل اشاره کردید ، خاطره ای از ایشان نقل می کنید؟
- حضرت امام انسانی متقی، فکور، دور اندیش، سیاستمدار، شجاع، قاطع، صبور، رئوف ومهربان بودند و بدون تردید جانشین حضرت ولیعصر(عج) بودند.
یکی از روزها با اعضای شورای عالی سپاه خدمت حضرت امام در جماران رفتیم و به ایشان گفتیم اجازه می دهید یک عکس یادگاری با شما بگیریم که ایشان قبول کردند، یکدفعه 10 نفری رفتیم نزدیک مبل دونفری حضرت امام و اطراف آن جمع شدیم ، با فاصله ای بسیار نزدیک به حضرت امام ، و در حقیقت در بغل امام قرار گرفته بودیم و امام مثل پدری که فرزندان خودش را درآغوش بگیرد ما پاسداران را تحویل گرفته بود . یکی از مسئولان گفت اینجا مثل پاسداری رفتار نکنید این در حالی بود که امام یک فرد مسن، ظریف و نحیف بودند و ایشان فرمودند اشکالی ندارد مثل پاسداران عمل کنید.
خاطره دیگر من مربوط به سردار فضلی است، قبل از شکست حصر آبادان در پنجم مهر ماه سال 1360 موج انفجار او را گرفت بطوریکه از ناحیه دو چشم نابینا شد. وقتی که من در بیمارستان طالقانی آبادان به ملاقاتش رفتم او مرا از صدایم شناخت و گفت "آقا رحیم شما آمده ای" بعد ازآن وقتی برای عمل چشمهایش به تهران آوردندش، در روز ملاقات با امام او از بیمارستان فرار کرد تا فقط بیاید امام را ببیند، امام هم دست کشید به سر ایشان و یکی از چشمهایشان به طور معجزه آسایی بعد از مدتی بینائیش را بدست آورد ،البته بهتر است این خاطره را با جزئیاتش از زبان سردار فضلی بشنوید.
او بعد از اینکه یک چشمش معالجه شد به من گفت وقتی از حضور امام خارج شدیم ، روز بعد من با یکی از چشم های نابینایم نوررا تشخیص می دادم.امام واقعا دستی که برسر پاسدارهامی کشید شفابخش بود وآنقدر به پاسدارها علاقه داشت که می فرمود من پاسدارها را خیلی دوست دارم به هیچ وجه نظرم نسبت به آنها بر نمی گردد.
یک خاطره جالبی هم از یک فرمانده ای در منطقه حاج عمران به نام مرتضی جاویدی دارم. او از بچه های لشکر 33 المهدی استان فارس بود یعنی در حقیقت فرمانده گردانی در این لشگر بود ودر عملیات والفجر2 یک هفته با نیروهایش در محاصره عراقی ها قرار داشت که بعد از یک هفته محاصره را شکست و نیروهایش را نجات داد، بعد از آن این شخص را خدمت امام به جماران بردیم، امام پیشانی او را بوسید وجاویدی هم برپیشانی امام بوسه زد، این اولین جایی بود که من دیدم پاسداری بر پیشانی امام بوسه می زند. عملیات والفجر 2 درمنطقه حاج عمران عراق، روبروی شهر پیرانشهر در استان آذربایجان غربی انجام شد.
بازیک خاطره دیگر به نقل از یکی از پاسدارهای قم است که تعریف می کرد نصفه های شب بود دیدم امام با یک ظرف خرما آمدند روی پشت بام منزلی که در قم بود و به من گفتند شما در اینجا این موقع شب پاسداری می دهید این خرماها را بخورید که رفع خستگی شود. امام خیلی مهربان بود البته امام نسبت به عموم مردم مهربان بود.
خاطره دیگر من مربوط به عملیات طریق القدس یا همان آزاد سازی بستان است، ما در آزاد سازی شهر بستان که در آذرماه سال 60 انجام شد سه تیپ به نام های تیپ امام حسین، تیپ عاشورا و تیپ کربلا تشکیل دادیم که هر کدام 5 الی 6 هزار نفر نیرو داشتند و به دلیل اینکه تعداد نیروها چند هزار نفر بودند تعداد شهدا هم طبیعتا بالا رفت به طوری که هر کدام از این تیپ ها 200 نفر و یا بیشتر ، شهید دادند.
بعد ازاین عملیات فرمانده این تیپ ها پیش من آمدند وگفتند که ما نمی خواهیم مسئولیت این همه شهید را بپذیریم ودیگر نمیخواهیم فرمانده این تیپ ها باشیم بلکه می خواهیم آرپی چی زن و یا تیربارچی باشیم. برادر محسن رضائی و من همه آنها را پیش امام بردیم و به امام گفتیم اینها نمی خواهند مسئولیت تیپ ها را برعهده بگیرند، تکلیف اینها چیست؟
حضرت امام با بینش الهی و عرفانی که داشتند این جملات را به آنها فرمودند: "شما بروید خدا را شکر کنید که در این برهه از زمان خدا شما را بوجود آورده است برای اینکه از اسلام و قرآن دفاع کنید اسماء شهدای شما از قبل در لوح محفوظ الهی ثبت شده است. شما بروید با تدبیر عمل کنید بعد از آن نگران نباشید چند نفر را کشته اید و یا چند نفر شهید داده اید". حضرت امام واقعا عالم ربانی بودند که این جملات را فرمود ند .
مثلا فرض کنید اگر ما پاسدارها در زمان قاجاریه بدنیا آمده بودیم آن حوادث اتفاق می افتاد؟ درست در زمان جنگ با روسها ، طی قرارداد گلستان در سال 1813 میلادی و عهد نامه ترکمنچای درسال 1828 میلادی که صدها هزار کیلومترمربع ازسرزمین ایران جدا شده و یک ننگ و ذلت برای قاجاریه در تاریخ ایران باقی ماند . این افتخار بزرگی برای ما نیروهای مسلح و پاسداران و بسیجیان بود که با رهبری و فرماندهی یک امام عادل، هشت سال دفاع مقدس از انقلاب وکشورمان دفاع کردیم و دشمنان بزرگی همچون صدام وحامیان جهانی و منطقه ای او را شکست دادیم وملت ایران پیروز و سربلند و بدون از دست دادن یک وجب از خاک خود از این جنگ خارج شد.
یا مثلا وقتی امام می گوید که اسماء شهداء شما از قبل در لوح الهی ثبت شده است یعنی اینکه ترکش های خمپاره همینطوری به افراد اصابت نمی کرد بلکه گویی روی این ترکشها نوشته شده بود ترکش فلان خمپاره مثلا در سال 65 و در منطقه شلمچه به سر حسین خرازی بخورد و او را شهید کند. به هرحال حساب و کتابی در کار بود و شهادت ها هم انتخاب خداوند بود و البته شهداء هم خدا وجهاد در راه خدا را انتخاب کرده بودند وخوشا بحال آنها که عاقبت بخیر شدند و امیدواریم ما پاسدارهای باقیمانده از جنگ ، به امام و شهداء و رهبر عزیزمان ، حضرت آیت ا...العظمی خامنه ای وفادار باشیم، تا عاقبت بخیر شویم .
* ویژگیهای دیگر پاسداران را در آن زمان چه بود؟
- در آن زمان هر کسی که به سپاه می آمد احتمال می داد که به جبهه اعزام شود چون در آن مقطع هیچ کس برای حقوق گرفتن و شاغل شدن به سپاه نمی آمد. یعنی پاسداران از یک انگیزه بالا ، اعتقاد زیاد ، شجاعت سرشار و همچنین از ولایتمداری حقیقی برخوردار بودند. پاسداری ویژگی های خاصی دارد که یکی از آنها این بود که به اسلام هم معرفت داشته باشند و هم عامل به احکام آن باشند یعنی پاسداران قدیمی واقعا یک عارف عامل بودند. بطوریکه احکام نورانی اسلام را می شناختند و به آن عمل می کردند یعنی واجبات ومحرمات را می شناختند و به واجبات عمل می کردند و ازحرام نیز پرهیز می نمودند و حتی به شبهات که می رسیدند متوقف می شدند.
یک پاسدار انقلاب اسلامی باید بصیرت سیاسی داشته باشد. مردمداری و مردم یاری جزو خصوصیات اصلی آنها بود چون از جنس مردم بودند البته الان هم همینطور است مثلا تابستان که می شود می بینید که عده زیادی برای سازندگی به مناطق محروم می روند. درست است که بیشتر آنها بسیجی هستند اما عده ای هم در میان آنها پاسدار هستند.
* نماد بصیرت سیاسی پاسدارها در آن دوران چه بود؟
- بصیرت سیاسی پاسداران قدیمی ما خیلی بالا بود چون اینها کسانی بودند که با رژیم شاه مبارزه می کردند و هر کدام در حدود چندصد جلد کتاب خوانده بودند.یعنی یک سابقه انقلابی مشخصی داشتند مثل شهید مهدی باکری،شهید حسین خرازی، شهید محمد بروجردی وشهید محمد ابراهیم همت. البته پاسدارهای معمولی ما نیز از بصیرت بالایی برخوردار بودند. مثلا ما کسی را داشتیم که سواد کلاسیک و دانشگاهی نداشت ، اما سابقه مبارزاتی داشت به نام علی رضائیان که وقتی از اهواز به سمت اصفهان با او می آمدیم یک مسابقه مشاعره گذاشتیم البته به جای خواندن شعر حدیث و روایت و آیه قرآن می خواندیم. به اندیشمک که رسیدیم من دیگر کم آوردم یعنی دیگرهیچ روایت وآیه قرآنی به ذهنم نمی رسید که درجواب او بگویم ولی اوتا اصفهان دائم درکنار گوش من روایت و قرآن می خواند.
شهید علی رضائیان همرزم آیت الله طالقانی بود و پیش ایشان در زندان درس می خواند و مدتی هم فرمانده قرارگاه حمزه بود. سنش هم از من بالاتر بود. جالب است که به شما بگویم شهید رضائیان یک بنا بود. او وقتی فرمانده قرارگاه عملیات والفجر 4 شد من با چشم خود دیدم که در ساختن سنگر گونی های خاک را پر می کرد و در ساختن سنگر به پاسدارها و بسیجیها کمک می کرد یا اینکه هم خودش سفره را می انداخت و هم آن را جمع می کرد. اینقدر این آدم متواضع و شجاع و متقی بود ، بطوریکه کم حرف می زد و بیشتر عمل می کرد ،آنهم عمل عاقلانه و از روی بصیرت و آگاهی .
قبل از یکی از عملیاتها ایشان رفت وبرای خانواده اش در حدود 3 من نان گرفت البته در آن زمان هر کسی که می خواست به جبهه برود برای خانواده اش 2 یا 3 من نان می گرفت که ما هم از او پرسیدیم که چرا این همه نان گرفته اید و او به ما گفت که نمی خواهم همسر من آواره صف نانوایی شود.
*سردار! در مورد این فرمایش امام که "پاسدارها وارد سیاست نشوند" دیدگاههای مختلف و چالش برانگیزی مطرح شده است. نظر جنابعالی چیست؟
- این موضوع ظرافت دارد. حضرت امام زمانی پاسدارها را از گروه گرایی و تحزب نهی کردند. مثلا در آن زمان کسی نمی توانست هم عضو سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی باشد و هم پاسدار باشد که مصداق بارز آن آقای محسن رضایی است ایشان در آن زمان جزء اعضای سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی بودند . وقتی امام این سخنان را فرمود وی از عضویت در سازمان استعفا داد و به پاسداری اش ادامه داد.
* آیا منظور امام همه احزاب بودند یا فقط برخی احزاب مثلا کسی که عضو حزب جمهوری اسلامی بود هم نمی توانست پاسدار باشد؟
- نه، پاسداران حتی عضو حزب جمهوری اسلامی هم نباید می بودند. مثلا در آن مقطع در اصفهان دو جناح وجود داشتند یک جناح طرفدار آیت الله طاهری و یک جناح هم طرفدار آیت الله خادمی بودند، آنهایی که در جناح آیت الله خادمی بودند معمولا عضو حزب جمهوری اسلامی بودند وآنهایی که در جناح آیت الله طاهری بودند مخالف حزب جمهوری اسلامی . ما هم عضویت پاسداران را در این حزب ها ممنوع کردیم و اعلام کردیم که پاسداران حق ندارند عضو هیچ حزب و گروه سیاسی باشند.
*چرا سردار؟!
- چون ورود پاسداران به احزاب در انتخابات مجلس شورای اسلامی یا ریاست جمهوری ، باعث مفسده سیاسی هم برای سپاه پاسداران و هم برای کشور می شد . ولیکن پاسداران بایستی بینش سیاسی و خط سیاسی داشته باشند، یک پاسدار خط سیاسی اش خط امام بود و هم اکنون هم خط سیاسی پاسداران خط ولی فقیه زمان ،یعنی حضرت آیت ا... العظمی خامنه ای است.
یعنی هم مسائل سیاسی داخلی کشور را و هم مسائل سیاسی خارج کشور را مسائل سیاسی خاورمیانه ، منطقه و جهان اسلام را بداند. اصلا بفهمند درفلسطین و لبنان چه می گذرد بالاخره پاسدارهایی که می خواهند دربرابر دشمنان بایستند بایداهداف سیاسی آمریکا و اسرائیل را بشناسند چون دشمنان بزرگ ما آمریکایی ها و رژیم صهیونیستی هستند.
*آقای دکتر! این مقوله امروز چگونه است؟
- پاسداران جدیدی که من امروز در دانشگاه افسری امام حسین(ع) و دانشگاه جامع امام حسین (ع) می بینم پاسداران واقعا نورانی ، شجاع ، فهیم و خردمند هستند. در حال حاضر در حدود 3 هزار نفر ازپاسداران جوان در آنجا مشغول تحصیل هستند یا مثلا اخیرا که به بندرعباس رفتم در جزیره قشم وقتی از نیروی دریایی سپاه بازدید کردم ، دیدم که بیش از 50 درصد پرسنل نیرو دریایی سپاه از پاسداران جوان هستند که می نشستند و سکان ناوهای موشک انداز را در اختیارمی گرفتند و مانوری را انجام می دادند. من بعد از اینکه این پاسداران جوان که در حدود 500 نفری بودند و ازمانورشان برگشتند ، با تک تک شان دست دادم و احوال پرسی کردم و بعد ازنماز ظهر نیز با آنها صحبت کردم . به نظر من اینها با پاسدارهای اول انقلاب حداقل از نظر شکل ظاهری ونورانیت چهره هایشان که یا در اثر نماز شب بود و یا تلاوت فراوان و انس با قرآن بود تفاوت چندانی نداشتند و امیدواریم که پاسداران جوان از ما پاسدار های قدیمی ، بهتر از انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی و مردم عزیزمان و کشور ایران ، پاسداری و حفاظت کنند.
هر کسی که مرتب قرآن بخواند نورانیت قرآن در چهره اش نمایان می شود یا کسی که دائما عبادت کند این حالت نورانیت در چهره اش مشخص است. این پاسدارهای جوان بسیار ورزیده و ماهر بودند و یکی یکی می آمدند و به من می گفتند سلام ما را به آقا برسانید. من هم اکنون احساسم این است که پاسداران جدید ما در بحث بصیرت سیاسی ، ولایت مداری و در داشتن علم و توانمندی عملیاتی و شجاعت درسطح بسیاربالایی قرار دارند.مصداق دیگرپاسداران جوانی که در قرارگاه حمزه سید الشهداء نیروی زمینی سپاه درشمالغرب کشور ، یا پاسداران درجنوب شرق کشور در قرارگاه قدس نیروی زمینی سپاه که پاسداران شجاع و مومن هستند ،می باشد.
یک هفته در فصل تابستان به آنجا رفتیم دمای هوا در حدود 50 درجه بود. کوههای سر به فلک کشیده آن منطقه (سیستان وبلوچستان) همه سیاه هستند .می دانید چرا؟ چون همیشه آفتاب به آنها تابیده، آنها را سوزانده و سیاه کرده است. ما ساعت ها حرکت می کردیم نه روستا می دیدم و نه گیاهی. مارمولک هم ندیدم تا چشم کار می کرد رمل می دیدیم. رمل هایی که متحرک بودند، ولیکن پاسداران قرارگاه قدس نیروی زمینی سپاه و نیروهای انتظامی در استان سیستان و بلوچستان ، با فداکاری مشغول تامین امنیت و مبارزه با اشرار بودند.
به این پاسدارهای جدید من خیلی امیدوار هستم هم به دینداریشان وهم به مردم داری و مردم یاری شان. واقعا آنجا پاسدارها خیلی به مردم کمک می کردند حتی چندین بیمارستان صحرایی هم زده بودند و به طور رایگان مردم را معالجه می کردند. همین الان قرارگاه قدس سپاه بیمارستان صحرایی در مناطق محروم دایر می کند و به درمان مردم می پردازد. حتی در آن بیمارستان عمل جراحی هم انجام می دهند که معمولا این بیمارستانها 15 یا 20 روز در آن مناطق برپا است که هم بیماری تعداد زیادی از مردم را تشخیص می دهند و هم داروی رایگان به آنها می دهند.
جالب است به شما بگویم که از همین تهران یک نفر عینک ساز به آنجا آمده بود و به بلوچ ها عینک های طبی بصورت رایگان می داد البته بعد از اینکه پزشک چشم بلوچها را معاینه می کرد. این مردمداری و مردم یاری را نه تنها سپاه در سیستان و بلوچستان بلکه در کهکیلویه و بویراحمد، بلکه در چندین استان محروم دیگر در حال انجام است.
* به نظر شما وجود این خصوصیات به عنوان شرایط لازم برای پاسداری کفایت می کند؟
- خیر. امروز پاسداری سخت ترشده است، محیط داخلی وخارجی ودشمنان پیچیده تر شده اند.تشخیص فتنه ها احتیاج به بصیرت سیاسی و نورانیت قلب و تمسک به قرآن و عترت پیامبر و اطاعت و تبعیت از ولی فقیه دارد.
*سردار ! می توانید آماری از تعداد شهدای سپاه در دوران دفاع مقدس بدهید؟
- به نظر می رسد، سال 1360 کل پاسدارهای سراسر کشور 30 هزار نفر بودند که وقتی در سال آخر جنگ ما جبهه ها را ترک می کردیم بیش از 34 هزار شهید پاسدار داشتیم، بعبارتی دیگر در مقطعی همه پاسدارهای ما جایگزین شدند بطوریکه در کنارهر5 شهید بسیجی دو پاسدار شهید وجود داشت.یا بیش از3 هزار شهید در روحانیت داشتیم، در حدود 4 هزار شهید دانشجو داشتیم و 36 هزار شهید دانش آموز که بیشترین شهدا را ازنظر گروهی دارند.
*در اینجا می خواهیم یک گریزی به مواضع دولتهای غربی نسبت به کشورمان بزنیم و نظر شما را در مورد نقش آمریکا، انگلیس و رژیم صهیونیستی در روند دشمنی با جمهوری اسلامی ایران بدانیم.
- هم اکنون به نظر می رسد یک تقسیم کاری بین آمریکایی ها ،انگلیسی ها و صهیونیست ها علیه ایران صورت گرفته است. در حقیقت آمریکایی ها مسئولیت اعمال تحریم های سیاسی و اقتصادی را علیه ایران عهده دارشدند تا از طریق شورای امنیت سازمان ملل بتوانند با صدور این قطعنامه ها، تحریم را علیه ایران تشدید کنند. یا برخی از ، کشورهای اروپایی و عربی را از ایران جدا کنند یعنی فشار سیاسی اقتصادی را علیه ایران رهبری کنند.
از سوی دیگر انگلیسی ها عهده دار ماموریتی در داخل ایران هستند بطوریکه در داخل ایران با انجام عملیات روانی تفرقه، تنش ، اختلاف و بدبینی را در بین مردم و مسئولان ایجاد کنند.
گاهی که می بینید در داخل کشور اختلاف بین مسئولان و تنش بین مردم بوجود می آید، این خط، خط انگلیسی ها است و هر کسی که آگاهانه و یا نا آگاهانه به این اختلافات دامن بزند در خط انگلیسی ها حرکت می کند و یا ممکن است در برخی از سیستم های ایران ، با چندین واسطه مشاوران انگیسی نفوذ داده شده باشند.
بیانات حضرت آقا که فرمودند جریاناتی می خواهند در داخل کشور بین دولت با مجلس و قوه قضائیه تفرقه و تنش ایجاد کنند نیز ناظر به همین مسئله است.زیرا انگلیسی ها می خواهند دائما درداخل ایران تنش ایجاد کنند تا بگویند در ایران ثبات سیاسی وجود ندارد. البته شاید هم یکسری عناصری را در دستگاههای مختلف ما نفوذ داده باشند که اینها به اختلافات دامن می زنند.
*در این مورد بیشتر توضیح می دهید؟
- ببینید اگر انگلیسی ها ماموریت ایجاد تفرقه ، اختلاف و تشنج را در ایران بخصوص بین ملت با دولت را هدایت می کنند می خواهند پیوستگی بین ملت و دولت را ازهم جدا کنند بطوریکه گروههای مختلف سیاسی در داخل کشور نسبت به هم بدبین باشند. حتی مسئولان هم نسبت به هم بدبین باشند.
البته برخی مسائل نفسانی و بدسلیقگی ها وخود محوری و قدرت طلبی افراد هم تاثیرگذار می باشد وهمه این اختلافات رانبایستی به بیگانگان نسبت دهیم .
انگلیسی ها علاوه بر ایجاد تفرقه و تشنج در داخل کشورهتک حرمت به ارزشهای اسلامی یا شخصیت های اسلامی را دنبال می کنند . مثل بی حرمتی نسبت به حضرت امام ، مقام معظم رهبری ،مرجعیت و روحانیت ، بی حرمتی به مجلس شورای اسلامی ، دولت و قوه قضائیه .
*سردار! ماموریت رژیم صهیونیستی در این میان چیست؟
- اسرائیلی ها یا همان صهیونیست ها هم دارای یک نقش عمده در مسائل خارجی و داخلی ایران که در فرصت دیگر خواهم گفت، هستند.در مجموع باید گفت که این برنامه ها مانند تقسیم کاری که در زمان جنگ شده بود هم اکنون نیز به صورت بسیار پیچیده تر در قالب جنگ نرم، تحریم سیاسی اقتصادی، تنش داخلی و شاید هم عملیات های ترور و انفجار را در داخل کشور در بین آنها تقسیم شده است. و دستگاههای اطلاعاتی وامنیتی ما بایستی یک اشراف اطلاعاتی کامل نسبت به دشمنان خارجی و کسانی که از داخل با آنها همسو هستند داشته باشند و بتوانند قدرت پیش بینی و پیشگیری از حوادث را داشته باشند.
*با توجه به موارد مطروحه به نظر شما هم اکنون در منطقه متحد استراتژیک داریم یا خیر؟
- خیر. ما متحد استراتژیکی به آن صورت نداریم. البته سوریه به ما نزدیک است و ترکیه هم تا اندازه ای ، اما به آن معنای واقعی متحد استراتژیک نداریم.
*یک سئوال اساسی که همیشه مورد پرسش افکار عمومی بوده است چرایی محوریت سپاه در قطعنامه ها و تحریم های غیر قانونی غرب می باشد. در حالی که سپاه جزو سازمان رسمی دفاعی کشور است. نظر جنابعالی در این زمینه چیست؟
- از نظرمن عده ای درداخل ایران به دشمنان خارجی، آمریکاییها وانگلیسی ها چراغ سبزنشان می دهند و حتی آنها را راهنمایی می کنند و به آنها می گویند اگرمی خواهید به انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی ضربه ای بزنید باید هدف خود را رهبری نظام و سپاه پاسداران قرار دهید چرا که اگر حرمت ، قداست و محبوبیت اینها شکسته شود آسان می شود.
از طرفی دیگر عده ای هم در داخل به دشمنانمان می گویند محور حفظ جمهوری اسلامی ایران، ولایت فقیه است و بازوان قدرتمند آن هم سپاه و بسیج می باشند که باید تحت فشارروانی، حرمت شکنی و قداست شکنی قرار گیرند.
پس از پیروزی انقلاب ولایت فقیه همواره سکاندار کشتی انقلاب اسلامی بوده است. این کشور بدون ولایت فقیه اداره نمی شود. من با اطلاع می گویم برخی از آقایانی که کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری در دوره دهم بودند بیانیه هایی که صادر کرده اند وصادر می کنند مانند بیانیه های منافقین است. هرچند سالیانی را هم درکنار امام بوده اند و لیکن درمجموع نتوانستند طرفداران خود را خوب رهبری وهدایت کنند، بلکه در جهت اهداف بیگانگان و دشمنان اسلام و ایران حرکت کردند و وزن سیاسی ایران کاهش پیدا کرد ، درحالی که پس از انتخابات بی نظیر سال گذشته، می توانست موقعیت سیاسی ایران در نظام بین الملل بیش از گذشته افزایش پیدا کند.
*آیا فکر می کنید حرمت دین هم در کشور ما شکسته شده است؟!
- بله، شکستن حرمت دین و روحانیون ازچند سال قبل در کشورکلید خورد. یعنی دقیقا از زمانی که شخص روشنفکر نمایی بحث تقلید را مطرح کرد وگفت "انسانها مگر میمون هستند که بخواهند از کسی تقلید کنند."درحقیقت باید گفت که این مسائل موجب شکسته شدن وحدت و اقتدار ملی مان می شود و تا اینها شکسته نشوند دشمنانمان نمی توانند به اهداف شوم خود برسند. چرا که آنها و مرجعیت و روحانیت، همواره پاسدار اسلام و مکتب تشیع و حافظ استقلال کشور و نظام جمهوری اسلامی ایران بوده و هستند.
*آقای دکتر! به نظر شما چگونه می توان وحدت ملی را درعین داشتن اختلاف سلیقه حفظ کرد؟
- کسانی که اعتقاد به اسلام، جمهوری اسلامی، قانون اساسی و ولایت فقیه دارند می توانند حتی با داشتن اختلاف سلیقه در این چارچوب دور هم جمع شوند و به وحدت برسند اما اگر یکی از این موارد را زیر پا گذاشتند دیگر از این چارچوب خارج شده و از کشتی نظام پیاده می شوند.
مسائل کلان کشور را ، مسائل اصلی و فرعی را نباید با هم اشتباه بگیریم.اصل این است که کشور ما آرام باشد، مردم ما ازاین نزاع ها خسته شده اند. وحدت داخلی جزو اصول ما است. اگر در داخل وحدت داشته باشیم فشار خارجی نمی تواند به کشورمان آسیب برساند ولی اگر درداخل وحدت ملی نداشته باشیم فشار خارجی می تواند به کشورمان آسیب برساند. پس اول باید در داخل وحدت ایجاد کنیم و راهش هم آن است که همواره وحدت حول محور رهبری انقلاب اسلامی، قانون اساسی و وصیت نامه سیاسی حضرت امام ، برقرار باشد.
* در مورد سالروز ولادت با سعادت امام حسین(ع) و اهمیت گرامیداشت روز پاسدار که بهانه گفتگوی ما بود نیز صحبت کنید.
- من در قالب دو خاطره راجع به روز پاسدار مطلبی را عرض می کنم. در زمان دفاع مقدس یکی از سرداران سپاه به خدمت حضرت آیت الله العظمی بهجت (رض) رسیده بود. این ماجرا مربوط به یک سال قبل از رحلت این عالم ربانی است. حضرت آیت الله بهجت خطاب به این دوست ما می گوید در روز قیامت خداوند می فرماید اول کسانی که پدر و مادرشان از آنها راضی است دستهایشان را بالا ببرند ،آنها بروند به بهشت . سپس می گوید کسانی که یک خدمتی به مردم کرده اند دست هایشان را بالا ببرند و به بهشت بروند و سوم کسانی که قطره اشکی برای شهادت حضرت اباعبدالله الحسین (ع) و فاطمه زهرا(س) ریختند به بهشت بروند. بعد از آن این دوست ما از حضرت آیت الله بهجت می پرسد که پس در این میان تکلیف شهدا چه می شود و چگونه به بهشت می روند؟ که ایشان درجواب این پاسدار می گوید "کسانی که جانشان را در راه خدا داده اند خدا از آنها سئوال می کند که شما دوست دارید به کجای بهشت بروید".
هرکسی که نسبت به حسین ابن علی(ع) معرفت داشته باشد و به دستورات ائمه اطهار علیه السلام عمل کند عاقبت به خیر خواهد شد.عشق و محبت و معرفت نسبت به حسین ابن علی راه عاقبت بخیری و نجات ازآتش جهنم است. عاقبت به خیری تنها ازطریق معرفت به قرآن وعمل به دستورات آن وعشق و محبت به حضرت رسول(ص) وعترت پیامبر اسلام ،علی الخصوص حضرت بقیه الله الاعظم (عج)، امکان پذیر است.
مطلب دیگر را از قول یک عراقی می خواهم برایتان بگویم. اوایل جنگ که از کردستان به منطقه دارخوین رفتم فرمانده محور این منطقه شدم. دارخوین شمال آبادان است. در حدود یکصد نفر پاسدار و بسیجی هم همراه من بود. در همان ماههای اول یک افسر عراقی به ما پناهنده شد و فارسی هم بلد نبود و ما این شخص را مسئول شنود بیسیم عراقی ها کردیم.وقتی از او پرسیدم که چرا به ما پناهنده شده، گفت من اهل روستای "القرنه" هستم. این روستا روبه روی جزیره مجنون است.یعنی دقیقا درمحل تلاقی دو رود دجله و فرات قرار دارد.
این افسر عراقی به ما گفت وقتی که جنگ شروع شد و خواستم از مادر خداحافظی کنم مادرم رو به من کرد و گفت می خواهی به جنگ ایرانی ها بروی؟ گفتم بله گفت رهبر آنها یک سید جلیل القدراست. از اولاد فاطمه زهرا(س)و حسین ابن علی است. به جنگ آنها نرو اگر مجبورت به جنگ کردند به سمت آنها تیراندازی نکن و حتی اگر توانستی فرار کن، در غیر اینصورت من شیرم را حلالت نمی کنم و به همین دلیل من به شما پناهنده شدم.
به هر حال وی در همه عملیات شرکت می کرد تا رسید به عملیات والفجر مقدماتی در سال61، این افسر عراقی قبل از عملیات به ما گفت من در این عملیات شهید می شوم اگر جسدم گم شد که هیچ، اما اگر پیدا شد جسدم را در قبرستان شهدای اهواز دفن کنید و روی سنگ قبرم بنویسید "یا اباعبدالله الحسین انا الغریب" که در آن عملیات این افسر عراقی همانطور که گفته بود شهید شد و بر روی سنگ قبرش هم همان جمله را نوشتیم. هر کس به عشق امام حسین (ع) قلبش نورانی شد و به حق ائمه اطهار (ع) معرفت پیدا کرد و به آنچه آنها فرمودند عمل کرد ،عاقبت بخیر خواهد شد.
این بنده حقیر هم بزرگترین دعایم و آرزویم ازخداوند متعال ،عاقبت بخیری برای خودم و پاسداران عزیز،خصوصا سرداران دوران دفاع مقدس است .
.:: تمامی حقوق این سنگر متعلق به پایگاه مقاومت بسیج امامزاده یحیی(ع) شهر زواره می باشد::.
دفاع همچنان باقی است
درباره سنگر
جمهوری اسلامی ایران ... استان اصفهان ... شهرستان اردستان ... شهر زواره