|
خواهم که در این میکده آرام بمیرم گمنام سفر کرده و گمنام بمیرم عمری است مرا مونس جان نام حسین است دل خواست که در سایه این نام بمیرم

اگر مشتی پلاک و استخواناند رموز هستی و جانِ جهاناند چو خونی در رگ هستی، رواناند چو جان، در جسم این امت نهاناند نشان دولت صاحب زماناند(عج)
کجا آگه شما، از حال مایید کبوترهای خونینبالِ مایید صلابت در دلِ خوشحالِ مایید کمال شوکت امسال مایید در این دنیای دون، تکخال مایید
|